Recently Written Letters from the past

Time Travelled — 12 months

A letter from Feb 12, 2026

Dear Future Me, Hi. It’s me — the version of you who is still figuring everything out. I don’t know where you are while reading this. I don’t know what city you’re in, what your room looks like, or how different you’ve become. But I hope you’re smiling. Tell me… Did we find the love of our life? Or at least learn what real love feels like? Did we open our heart bravely, even if it m...

Time Travelled — almost 3 years

A letter from Feb 12, 2026

Dear FutureMe, Hello, I hope you still chasing to be successful. I don't know if may uyab ka or asawa or family now but promise me na once nareceive mo ito kay okay ka!!! at magiging okay ka. Alam ko madaming challenges na dumating at darating but pls!!! kaya mo yan. Ambot kung ma remember pa nimo ni pero this 2026 akoang new person na nakaila kay si Razeeed, pero wala ko kabalo if mag dugay ...

Time Travelled — almost 5 years

A letter from Feb 12, 2026

سلام پارمیدای عزیزم حس کردم که باید الان نامه ای برات بنویسم از یه دختر ۲۰ ساله که در اواخر بهمن ماه هستیم ، راستش دوباره به خاطر کار احمد وارد به خلا روانی شدی و می‌خواد بهت شرح بدم که پنج سال بعد بخونی احمد به خاطر کار فاطمه علی و ابوالفضل رفت و تو بهش زنگ زدی و باعث آشتی اون با سهیل شدی و در طول یه سال باهاش که در ارتباط بودی همیشه بهش میگفتی برگرد و چند وقت پیش که با فاطمه رفته بودی کاف...

Time Travelled — almost 5 years

A letter from Feb 12, 2026

سلام پارمیدای عزیزم حس کردم که باید الان نامه ای برات بنویسم از یه دختر ۲۰ ساله که در اواخر بهمن ماه هستیم ، راستش دوباره به خاطر کار احمد وارد به خلا روانی شدی و می‌خواد بهت شرح بدم که پنج سال بعد بخونی احمد به خاطر کار فاطمه علی و ابوالفضل رفت و تو بهش زنگ زدی و باعث آشتی اون با سهیل شدی و در طول یه سال باهاش که در ارتباط بودی همیشه بهش میگفتی برگرد و چند وقت پیش که با فاطمه رفته بودی کاف...

Time Travelled — almost 5 years

A letter from Feb 12, 2026

سلام پارمیدای عزیزم حس کردم که باید الان نامه ای برات بنویسم از یه دختر ۲۰ ساله که در اواخر بهمن ماه هستیم ، راستش دوباره به خاطر کار احمد وارد به خلا روانی شدی و می‌خواد بهت شرح بدم که پنج سال بعد بخونی احمد به خاطر کار فاطمه علی و ابوالفضل رفت و تو بهش زنگ زدی و باعث آشتی اون با سهیل شدی و در طول یه سال باهاش که در ارتباط بودی همیشه بهش میگفتی برگرد و چند وقت پیش که با فاطمه رفته بودی کاف...

Why is this inappropriate?