نامه ای از گذشته، دوم آبانماه نود و دو فرودگاه بجنورد ساختمان برج مراقبت

Time Travelled — over 12 years

Peaceful right?

سلام آینده من؛ من الان دقیقا سی و سه سال و چهار ماه ویازده روزمه و در حال نوشتن این نامه آرزوهای خیلی زیادی دارم و شاید نتونم به اونها برسم ولی یازده سال و سه ماه و چهار روز دیگه... نمی دونم الان کجا هستی و چیکار میکنی پول داری ، سالمی ، چند تا بچه داری؟ آی فون پنج اس گرفتی ولی امیدوارم این نامه رو بخونی و امیدوارم وقتی میخونی و برمیگردی به روزهای گذشته لبخند روی لبت نقش ببنده و بگی آره این اوون چیزی بود که باید میبودم. آیندهء عزیز زندگی به همین سادگی میگذره به همین سادگی و اگه از لحظه لحظه اون لذت نبری چیزی که باید باشی نخواهی بود، الان نمیخوام بگم چه آرزوهایی دارم چند لحظه صبر کن الان ریحانه پیامک داده که آب خونه حسین پور قطعه و برای ناهار( که قول داده برام فسنجون درست کنه )که میرم خوونه دست و رو مو بشورم و دستشویی هم برم الن ساعت یک ربع به دو بعد از ظهره و من شیفتم باید برم ناهار پس بعد از ناهار میام بقیه نامه رو برات مینویسم... خوب حال که ناهار خوردم خوابم میاد یه روز دیگه برات مینویسم. فعلا خدا نگهدارت باشه

Load more comments

Sign in to FutureMe

or use your email address

Don't know your password? Sign in with an email link instead.

By signing in to FutureMe you agree to the Terms of use.

Create an account

or use your email address

You will receive a confirmation email

By signing in to FutureMe you agree to the Terms of use.

Share this FutureMe letter

Copy the link to your clipboard:

Or share directly via social media:

Why is this inappropriate?