A letter from Jul 17, 2025

Time Travelled — 6 months

Peaceful right?

سلام غزلی چی(: الان ۲۵ ام تیر دو روز قبل کنکور دارم اینو مینویسم. تو این مدت و سالی که پشت کنکور بودی خیلی درس خوندی اما به همون اندازه هم ولش کردی، میخوام ببینم پشیمون نیستی؟ به همون رشته ای که میخواستی رسیدی؟ از دانشگاهی که قبول شدی راضی هستی؟ تو این دورانی که اینو مینویسم به شدت درگیر تیرگی بدنت بودی الان بهتر شدن؟ ماسک حنا تاثیر خودشو گذاشته؟ چه روز هایی که نوره میزاشتی و خودتو می‌سوزاند تا سفید بشی اما الان آگاهی [: امروز بحث گوشی عوض کردن شد. بابام گفت پول نداره(: بهم قول داده بودن بعد کنکور گوشیمو عوض میکنن، الان گوشی نو دستته؟قضیه اینه اصلا عوض کردن گوشی و گوشی نو دستم گرفتن برام مهم نیست اما ناراحتم، از اینکه همیشه مراعات اینو کنم که چرا پول ندارن، همیشه نگران این باشم که پولشون سر چیز های مسخره هدر ندم، دقدقه فکریم شده اگه با دوستام رفتم کافه کی حساب کنه فکر نکنن من خسیسم اما احساس میکنم با اینکارا فقط خودمو محدود کردم و برای خودم قفس ساختم(: میخوان بدونم الان بهتری؟ الان راحت میتونی پول خرج کنی؟ الان کافه میری؟ با دوستات بیرون میری؟ یکی از دلایلی که واقعا منتطر تموم شدن کنکورم بودم این بود که برم سر کار یا کچه یاد بگیرم که بتونم پول خودمو داشته باشم چون سر خرج کردن پول خودم عذاب وجدان دارم. یادمه میخواستی کچه یاد بگیری و آموزش کچه آفاق امیریان پیدا کردی. رفتی یاد بگیری؟ پیج زدی کاراتو بفروشی؟ درآمد خودتو داری؟ من میدونم که تو الان خیلی موفق شدی بهش رسیدی حتی اگه اولشم باشم مهم اینه شروعش کردی. یادمه به خاطر استرس مو میکندی یا پوست دستو زخم میکردی.الان بهتری؟میدونم که به خاطر اضطراب نمیتونستی دستاتو به حرکت نگه داری الان میتونی؟ کاشکی موفق شده باشی کنترلش کنی(: موهای صورتت به خاطر لیزر کلفت شده بودا😐الان نازک شدن و خوب شدن؟ چه جوش هایی که پوست من به خاطر اینا زد😂 افتادگی شونه هات درست شده؟ یه مدت به خاطر کنور خیلی شونه هام افتاده شد.شتری شدن واسع خودم<: راستسییییی MD چی ؟ وضعیت این چطوره؟ به خاطر این قصیه رویا پردازی خیلی از زندگی عقب افتادم خیلی اوقات سردرد و گوش درد گرفتم اما الان بهتری؟ آهنگا دیگه قر کونت زیاد نمیکنن؟ خیالپردازی هاتو زیاد ننیکنن؟ من مطمئنم الان کنترلش میکنی و قوی تر شدی(: راستی از زید و دوست پیر چه خبر؟ تو این وضعیتی که من هستم تو بی اعتماد به نفسی کامل به سر میبرم بعید میدونم طرف پسری برم اصلا میترسم خو[: از محمد چه خبر؟ اصلا دیگه پیام داد اصلا دیگه سمت هم رفتیم ؟ تو این دورانی که دارم این نامه رو مینویسم تو MD زیاد راجبش تصور کردم و از طرفی هم حس میکردم نخ قرمزمون به انگشت کوچیکمون وصله خلاصه نتونم بوده یا نه؟آقا اگر اوکی شدیم یادمه سر قد و اندازه و البته اینکه همسایه ایم باهاش مشکل داشتم الان وضعیت چطوره؟🤣 از مهسا چه خبر؟ خواهرت؟ خوب پاچتو قبل کنور می‌گرفت اما آخراش ول کرد. جهازشو خرید؟ یادمه سر خرجش و هزینه ها خیلی حرص خوردی آخر چقدر پولش شد؟ اصلا میری خونش؟ اصلا میگه بیا؟ از الان دارم از دعواهای که قراره روز عروسی و مهمونی های بعدش پیش بیاد میترسم(: قراره از استرسی که اون روز قراره تحمل کنم میترسم(: الانم که در حال حاضر دارم از بی پولی و حتی بیمه نبودنشون میترسم(: راستی پامان بعد ازدواج مهسا آروم تر شده؟ خودت بعد رفتن مهسا حس ازادی‌نداری؟ باهاش خوش میگدره؟ علیرضا هنور لاله؟😂 حسودیم میشه به بهار عمو، همه چی داره، از پول و دوتا ماشین و گوشی خوب تا خونه ی خوشگل و ویلای تیشتیز و ذهن آروم و بینی عمل کرده و موهای رنگ کرده و لباس های زیاد و فامیل خوب و سفر های رفته و حتی خانواده ی خوب(: مامانم میگه اون هم خونشون دعوا زیاد هست اما تحمل اونا برای من هیچه(: از پسته جی چه خبر؟ حرف جدید چی یاد گرفته؟ کار جدید چی؟ تا الان که فقط بلد بگه پسته، پوس بره، بیا، سلام و صدای بوس هم در میاره و بلده تاب بخوره بوس بده و برقصه و شلیک کنی بمیره(: قربونش برم. از بهار دوستت چه خبر؟ هی میگفت پول ندارم الان پول داره؟😂 تا تولد باهاش مینویسم که حداقل کادو تولد بگیری؟عی بابا کنکور چی قبول شد؟ الان که پشت کنکور مونده درس میخونه؟نگار چی وزن کم کرده؟ راستی رفتی حساب بانکیتو به نام خودت بزنییییی؟ تو الان رمز دوم داریییی دیشین گیرین گیلانی دومبولد گوشونو گوسالی🎀 عشق ابدی تموم شد؟😑😂 اعتماد به نفست چطوره؟ خودتو دوست داری؟ میدونم تو این وضعیتی که دارم این نامه رو مینویسم فقط دارم اشک میریزم و حالم اصلا خوب نیست. میدونم حال بدی جزئی از زندگیه و نمیشه حذفش کرد ولی کاشکی موقعی که این نامه رو داری میخونی روز هایی که حالت خوبه بیشتر باشیم تا روز هایی که ابر بهاری(: دلم میخواد الانی که دارم این نامه رو میخونم خودم رو دوست داشته باشم. اگر چیزی میخرم یا پولی خرج میکنم به خاطرش عذاب وجدان نداشته باشم. چیز هایی که خیلی دلم میخواسته داشته باشم و دارم رو قدرشون بدونم. حداقل هرشب گریه نکنم و درآمد خودمو داشته باشم. دیگه برای مامان و بابام دلسوزی نکنم و اعتماد به نفس و عزت نفس داشته باشم .... دلم میخواد تو زندگی آزاد باشم. هر وقت دلم میخواد بدون هیچ حس اضطراب و ترسی از خونه بیرون برم. نگران نگاه و نطر پردم نباشم، کافه ها رو برم. خوش بگذرونم و زندگی کنم(: دلم میخواد حس کنم، خودم با خودم زندگی زو بفهمم(: راستی گواهی نامه گرفتی؟ انگیزه اینو داری که پشت ماشین بشینی؟ آلاتی که دارم این نامه رو مینویسم نه علاقه و نه انگیزه ای برای ثبت نام کلاسش دارم و نه دلم میخواد پشت ماشین بشینم. میخوام اینو بدونم اون ترسی که تو رو از تجربی خیلی چیز ها عقب نگه میداره رو داری هنوز؟؟؟؟(:

Load more comments

Sign in to FutureMe

or use your email address

Don't know your password? Sign in with an email link instead.

By signing in to FutureMe you agree to the Terms of use.

Create an account

or use your email address

You will receive a confirmation email

By signing in to FutureMe you agree to the Terms of use.

Share this FutureMe letter

Copy the link to your clipboard:

Or share directly via social media:

Why is this inappropriate?