Press ← and → on your keyboard to move between
letters
ساعت شروع۲۳:۲۷است و باید درس بخوانم ولی...بسیار گرفتاری دارم.خستگی.تشنه تفریح و هیجان.اما درحال ادامه دادن و تلاش کردن هستم.بسیار سخت است.بسیار طاقت فرسا..بسیار تحت فشار هستم.احساس میکنم بدترین بیماری های روانی را دارا هستم.بعد از کنکور حتما سراغ یک روانپزشک زبردست میروم.امیدوارم نتیجه خوبی کسب کنم.زحمت میکشم تا ببینم چه میشود.کاش با کسی حرف میزدم.بسیار احتیاج داشتم به کسی که درکم کند و مرا سخت درآغوش کشد.اما باید درس بخوانم.مجبورم.برای نجات خود.بعضی روزها آنقدر غمگینم که اشک هایم درنمی آیند.درک میکنی؟الان گریه میکنی؟آیا دوستی پیدا کردی؟آیا تا به حال فرد امنی را درآغوش کشیدی؟یک مذکر چطور؟درآمد داری؟یا محتاج؟اصلا دانشگاه تهران رفته ای یا فرهنگیان؟خودت میدانی برای دانشگاه تهران باید بسیار زحمت بکشی.درواقع باید زحمت بکشی تا به دانشگاه فرهنگیان نروی.میفهمی؟من خیلی جنگجو و صبور هستم.فکر کن در این وضع هنوز زنده هستم.خودکشی دائم رهزن است اما من مقاومت میکنم.ولی فراموش نکن که چقدر غمگینم.تو در ۱۷ سالگی غمگین ترین و بی معنا و پوچ ترین دوره زندگیت را سپری کرده ای بچه.مراقب خودت و اطرافیانت باش.راستی چنل یوتیوب را هم به درجات خوب رساندی؟شهرت داری؟عکاسی را چطور؟هنر؟فیلم و مستندسازی؟مهم ترین چیزی که باید فراموش نکنی این است:رویاهایت را هرگز فراموش نکن.فرد بدون رویا، بدون معنا است.بی معنایی هم برابر است با مرگ.دوستدار همیشگی تو، خودت!ساعت پایان۲۳:۴۳
Sign in to FutureMe
or use your email address
Create an account
or use your email address
FutureMe uses cookies, read how
Share this FutureMe letter
Copy the link to your clipboard:
Or share directly via social media:
Why is this inappropriate?