A letter from Aug 16, 2022

Time Travelled — 12 months

Peaceful right?

سلام! الان که دارم اینو مینویسم بد موقعست ... یعنی خب حرفهای زیادی الان تو ذهنم نمیاد که بزنم اما خب میدونم که حتی اگر بزارمش برای یوقت دیگه بکل یاد میره در هر حال نمیدونم اوضاع الان چطوره اما همین اول بزار بهت بگم (لعنت بهشون) فقط رو من تمرکز کن ! ( دارم زر میزنم اما مگه کار دیگه ای هم جز این انجام میدم؟) خب مسئله اصلی اینه که نگرانتم ! نمیدونم من از اولش هم برنامه ای برای اینده نداشتم هدفی نداشتم اصن نمیدونم چی میخوام ( فکر نکنم تو یکسال هم معجزه ای رخ داده و فکر نکنم حتی الان هم بدونی میخوای چیکار کنی) ولی ولیی این مهمه که مسائل مهمتر رو تو اولویت قرار بدی میفهمم کار سختیه که فکر نکنی ، چون همیشه فکر میکنی اما باید تمرین کنی میدونم الان هم فکر میکنی اون موقع خوشبین تر بودم و به مسائل الان فکر نمیکردم اما باور کن تو فقط به یک چیز نیاز داری اونم صبره قطعا حرف زدن راجبش اسونتر از انجامشه اما بالاخره باید از یجایی شروع شه اوه یادم رفت بپرسم حالت خوبه؟ دلم نمیخواد جواب این سوالم منفی باشه پس موقعی جواب این سوال رو بده کهه حالت خوبه . دلم نمیخواد راجب دوستا الان و اینجا صحبت کنم قطعا اونموقع و تو همین زمان کوتاه کلی چیز فزق کزده اخه تو همیشه با تغییر موافق بودی . فقط لطفا مواظب خودت باش باید فکراتو کنترل کنی این مردم نیستن که بهت اسیب میزنن این خودتی ! پس به خودت بیا نمیدونم این حرفا الان که داری میخونی تاثیری روت داره یانه ولی باور کن من همین حالاش هم تو بهترین حالت خودم نیستم هنوزهم ازادی میخوام چیزای های بیشتر ! دارم به خودم تلقین میکنم این نیستم ... اگه این نیستم پس چیم ؟ تو میدونی؟ به جوابش رسیدی ؟ قطعا نه راه درازه و جاده باریک باید مواظب قدم هات باشی هیچ چیز مهمتر از تو و ایندت نیست . تو نا امید نمیشی نه؟ نه! از اولش ناامیدی برای من نوشته نشده بود من یجور دیگه درونم تعریفش میکنم رها کردن نمدونم فقط خوشبینانه فکر میکنم از این وجهم خوشم میاد اما میترسم بیخیال شم پس تو نشو

Epilogue

over 1 year later

ممنونم عزيزم
الان كه سال يازدهمم همه چيز قر و...

سيتن و در الحت هشد نذهم هتينبر شودخ طقيا. خنوند ازيگنه ماپتاي بهم دميه. . . وعقاا وبخ و نم يهمشه تسيرشات دوست دربهوا خست دهبارر تخهس نمك ناي هزيچي اتهشد ااقعو رايتيغت ويل رتناحات و كارن مكمين لناا يمگيرم امتم مودخو و خودم وتسد مراد كه تا من اي دارم دمخو خب بد شتوملا هب اب مابي خانيومم بماش. بشمك ونمخميا يموخمنا مش پس نا مايد پا. . . چهي اشمب تنسي وربا يابد ادشهت وجل ينباد يزج مادر. . . كن؟ي رتظنب تو مكمك تيونيم.

This user has written an update to this letter.To see what they wrote, please


Load more comments

Sign in to FutureMe

or use your email address

Don't know your password? Sign in with an email link instead.

By signing in to FutureMe you agree to the Terms of use.

Create an account

or use your email address

You will receive a confirmation email

By signing in to FutureMe you agree to the Terms of use.

Share this FutureMe letter

Copy the link to your clipboard:

Or share directly via social media:

Why is this inappropriate?