Press ← and → on your keyboard to move between
letters
Dear FutureMe,
درسای عزیز این خود منم که دارم بهت نامه میدم. امروز چهارشنبه 30/4/1400 بود. قرار بود فردای این روز عقد زهرا باشه ولی به خاطر شرایط کرونا کنسل شد. زهرا خیلی ناراحت بود و البته حق هم داشت. امروز با علیرضا رفتی بیرون. دو تا کتاب خریدید. به این فکر کردی که نتیجه رابطه شما دو تا چی میشه. خیلی دوست داشتی که علیرضا ام اونطوری که تو دوسش داری، دوست داشته باشه. ولی حس میکردی اینطور نیس.اون روزا با تیم اتاق هشتم مشغول کار بودی. بهاره سیری. محمد آل عبا. نیما حمید زاده. امیر حسین خلیل زاده که اعضای این تیم باحال بودن. تصمیم داشتی با این گروه بمونی. صبوری کنی. تا بالاخره یه اتفاقای خوبی برات بیفته. تابستونه و دانشگاه تعطیل. اعلام کردن بازم به خاطر شرایط کرونایی کلاس ها مجازی برگزار میشه. اون روز با علیرضا به این فکر کردید که کی میشه با هم برید کیش. اینا همش تو این روزا واسه هر دوتون مثه یه رویا که نه یه خواسته ی قشنگ و کوچیک از دنیا بود. درسا ! الان کجایی؟! چیکار میکنی؟! خوشحالی تو زندگیت؟ اصلا هنوز زنده ای؟! درسا بدون زندگی ارزش هیچ ناراحتی و اذیت شدنیو نداره پس انقد سخت نگیر. خودتو ، ینی منو بیشتر دوست داشته باش.
Sign in to FutureMe
or use your email address
Create an account
or use your email address
FutureMe uses cookies, read how
Share this FutureMe letter
Copy the link to your clipboard:
Or share directly via social media:
Why is this inappropriate?